سيد محمد كمره اى
877
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
لذيذى به ضميمه شيرينى و چايى خورده ، تا چهار به غروب بعد بلند شده به خانه آمده تا دو به غروب مانده ، بعد بيرون آمده به قصد بعضى جاها . اتفاقا به خانه آقا شيخ حسن خان رفته ، بعد از مقدارى صحبت شطرنج بازى نموده ، سيد لال و صدر الاشراف و ناظم التجار كرمانى هم آمده ، تا ساعت دو از شب . بعد بلند شده به خانه آمده نيم من قند هم خريدم . ساعت سه شام آبگوشت و بورانى با بچهها و سيد احمد شهريارى خورده خوابيديم . [ امور روزانه ] يكشنبه 27 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى ، استاد على حسن با سه نفر عمله آمده ، مشغول چينهكشى شده ، من هم به منزل عظيمى همسايه ، بازديد رفته قدرى با ميرزا ابراهيم خان و با او صحبت كرده ، مراجعت به خانه ، با عملهها مشغول بوده تا نزديك ناهار . آقايان خلخالى ، افجهاى ، پرويز ، مجله ، بعد دكتر سيد محمد خان آمده ، ناهار چلو و خورشت اسفناج بورانى ، ماهى ، ماست ، پنير ، سبزى ، آبگوشت خورديم . بعد چايى و صحبت ، بعد آقا شيخ رضاى دهخوارقانى تشريف آورده قدرى بوده ، آقايان كاهو و سركه شيره خورده رفتند . بعد هم آقاى دهخوارقانى ، بعد آقا ميرزا داود خان و بعد منوچهر خان آمده ، آنها هم رفتند . دو تومان هم به عملهجات داده بيرون آمدم . خانه ميرزا عيسى خان ، بعد خانه آقا يحيى نهاوندى تاجر و حاج ميرزا كريم خان جواهرى ؛ نبودند . به خانه آقا ميرزا جعفر تنكابنى رفته ، قدرى صحبت نموده ، از آنجا به اتفاق او منزل آقا محمد آقا و پسر برادرش كه عيالش دو روز قبل فوت كرده بود ، رفته ؛ نبود . از آنجا به خانه آقا ميرزا صدر الدين و آقا ميرزا اسماعيل خان مميززاده و آقا محمد چايىفروش و صدر الاسلام همدانى رفته ، هيچكدام نبودند . از آنجا به خانه آمده شام آبگوشت و قدرى بورانى و چلو خورشت و ماست با بچهها خورده ، سيد احمد كمرهاى هم بود . بعد خوابيديم . نفاق در جنگل دوشنبه 28 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى بيرون آمده به خانه سيف الاطباء رسيده ، گفتم ديدنى كرده باشم ، رفتم قدرى نشسته ، صحبت نمودم . بعد امين الملك آمد . قدرى با او هم مشغول صحبت شدم . اظهار داشت كه ديشب